Free Web Site - Free Web Space and Site Hosting - Web Hosting - Internet Store and Ecommerce Solution Provider - High Speed Internet
Search the Web

بسم الله الرحمن الرحيم

 ديدن ابو درداء

ورام بن ابو فراس، مى‏نويسد: سلمان براى ديدن ابودرداء، كه رسول خدا(ص)ميان آنان «پيمان برادرى‏» برقرار كرده بود، رفت.

سلمان بزرگوار و كهنسال، وقتى به خانه وارد شد، متوجه گرديد همسر ابودرداء،وضع ژوليده و به هم ريخته‏اى دارد. اين وضع موجب ناراحتى او شد و خطاب به‏زن گفت: اين چه وضعى است، كه براى خود به وجود آورده‏اى؟

زن گفت: برادر تو ابودرداء، به دنيا و زينت زندگى احساس نياز نمى‏كند. در آن‏ساعت «ابودرداء» در خانه حضور نداشت، اما طولى نكشيد وى وارد شد، به‏سلمان خوش آمد گفت و دستور داد براى او سفره غذا بگسترانند.

ابودردا، غذا را جلو سلمان گذاشت و به او تعارف كرد تا مشغول خوردن غذاشود، اما خود كنار نشست!

سلمان گفت: خود هم مشغول غذا شو، ميزبان گفت: من روزه هستم.

سلمان كه مى‏دانست ابودردا، روزه مستحبى گرفته، او را سوگند داد كه روزه‏خود را افطار كند، و حتى گفت: تا ابودردا غذا نخورد، وى هم غذا نخواهد خورد!

اما بالاخره، ابودردا غذا نخورد و در كنار سلمان به استراحت پرداخت.

شب فرا رسيد، و ابودردا كه روز را استراحت كرده بود، به نماز و عبادت‏پرداخت، اما سلمان او را از نماز و عبادت مستحبى منع كرد و گفت: ابودردا! اين رابدان كه، تو در برابر خداوند وظايفى دارى، در مورد استراحت‏بدن و حفظ سلامت‏خويش مسؤول مى‏باشى، و هم چنين نسبت‏به زن و همسر خود مسؤوليت دارى وبايد حق او را ادا كنى.

بنابراين هم روزه لازم است، هم افطار و بدون روزه به سر بردن، هم نماز خواندن، وهم استراحت داشتن، يعنى يك مسلمان بايد حق هر حقدارى را انجام دهد.

اما ابودرداء مى‏خواست روش افراطى خود را در مورد معنويت گرايى ادامه‏دهد و رفتار خويش را صحيح بداند، بدين جهت زير بار سخنان سلمان نرفت و به‏حضور رسول خدا(ص) آمد، و سخنان حكيمانه و معتدلانه سلمان را با آن حضرت‏در ميان گذاشت، كه رسول خدا(ص) نظريه‏هاى سلمان را مورد تاييد قرار داد