|
|||||||
|
|
|
|||||
|
|
|||||||
بسم الله الرحمن الرحيم
محمد بن سيرين روايت مىكند، سلمان روز جمعهاى براى ديدار ابودردا، بهخانه او رفت، اما وقتى جوياى حال او شد، گفتند: ابودردا خوابيده است.
سلمان پرسيد: مگر او بيمار شده است؟
همسرش پاسخ داد: ابودردا، شب را با عبادت و شب زندهدارى گذرانده، و روزرا هم روزه گرفته و اكنون استراحت مىكند!
سلمان گفت: ابودردا را بيدار كنند، آنگاه به او دستور داد، غذا بخورد و روزهمستحبى خود را باطل كند! اما ميان آنان بحث و گفت و گو در گرفت، ناچار بهحضور رسول خدا(ص) رسيدند و موضوع را با آن حضرت در ميان گذاشتند، ولىرسول خدا(ص) نظريه سلمان را تاييد كرد و خطاب به ابودردا فرمود: سلمان از توعالمتر است و نظريه او درستتر مىباشد، هيچگاه همه شب جمعه خود را بهعبادت و شب زندهدارى، و روز آن را با روزهدارى محصور نگردانيد