|
|||||||
|
|
|
|||||
|
|
|||||||
بسم الله الرحمن الرحيم
|
که به ما سوا فکندی همه سايه ی هما را به علی شناختم من به خدا قسم خدا را به شرار قهر سوزدهمه جان ماسوا را که نگين پادشاهی دهد از کرم گدا را چو اسير توست اکنون به اسير کن مدارا که علم کند به عالم شهدای کربلا را چو علی که می تواند که به سر برد وفارا متحيرم چه نامم شه ملک لا فتی را که زکوی او غباری به من آر توتیا را چه پيام ها سپردم همه سوز دل صبا را که ز جان ما بگردان ره آ فت قضا را به پيام آشنايي بنوازد آشنا را |
علی ای همای رحمت تو چه آيتي خدا را دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بين مگرای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن به جز از علی که گويد به پسر که قاتل من به جز از علی که آرد پسری ابوالعجا یب چو به دو ست عهد بندد ز ميان پاک بازان نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت به دو چشم خون فشانم هله ای نسيم رحمت به اميد آنکه شايد برسد به خاک پا يت چو تويي قضای گردان به دعای مستمندان چو زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهی |