|
|||||||
|
|
|
|||||
|
|
|||||||
بسم الله الرحمن الرحيم
‹‹ برنامه پنجم قبل از انقلاب ›› 56-1352
اهداف برنامه :
برنامه 5 كه در بهمن 1351 تصويب شده بود به دنبال افزايش قيمت نفت در تيرماه 1353 مورد تجديد نظر قرارگرفت و در اسفند 1353 به تصويب رسيد . اهداف عمدة اين برنامه را ميتوان به شرح زير فهرست نمود :
- ارتقاي كيفيت زندگي تمام گروهها و قشرهاي اجتماعي
- حفظ رشد سريع ، متوازن و مداوم اقتصادي همراه با حداقل افزايش قيمتها
- توزيع عادلانة درآمد و گسترش عدالت اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي و فرهنگي
- تأمين اشتغال مولد در تمام مناطق كشور و بهبود و افزايش عرضة نيروي انساني
- ايجاد مزيت نسبي در توليد و صدور كالاهاي صنعتي در سطح بينالملل
- نگهداري و زندهكردن ميراث ارزندة فرهنگي
استراتژي برنامه : رشد توليد ملي ، جانشيني واردات و پيريزي صنايع سنگين ، كاهش رشد جمعيت به نصف تا سال 1370 و افزايش سرمايهگذاري در بخش خصوصي
الگوي برنامه : برنامهريزي جامع است و شامل دولتها ، شركتهاي دولتي و بخش خصوصي ميشود .
سازماندهي : برنامهريزي غير متمركز و ارشادي مورد تأكيد قرار گرفت .
مصارف و منابع : با افزايش قيمت نفت همه بخشهاي اقتصادي تحت تأثير قرار گرفت . اعتبارات بخش كشاورزي 9/266 ميليارد ريال و به 467 ميليارد ريال افزايش داده شد و اگر چه اين ميزان 5/7 درصد كل اعتبارات برنامه بود ولي ميزان سرمايهگذاري را حدود 90 درصد بيشتر از برنامه قبل نموده است . در طي دورههاي سرمايهگذاري ، بخش كشاورزي رشد متوسط 10 درصد را تجربه كرد ولي سرمايهگذاري اين بخش در كل سرمايهگذاري كشور به قيمت ثابت از 5/8 درصد در سال 1351 به 2/5 درصد در سال 1355 كاهش يافت .
سياست حمايت از توليدكنندگان داخلي و جانشيني واردات را كنار گذاشت و سياست درهاي باز و عدم محدوديت واردات را اعلام كرد . اين سياست بسياري از صنايع تازه شكل گرفته مثل نساجي را از بين برد . هدف برنامه تدوين نرخ رشد سالانه 9/14 درصد براي توليد ناخالص سهمي همراه با ثبات قيمتها و حفظ موازنه پرداختهاي خارجي بود . اما رشد اقتصادي در اين برنامه از متوسط 1/8 درصد در سال فراتر نرفت و نرخ تورم از 4/11 درصد در سال 1352 به حدود 25 درصد در 1356 افزايش يافت . بخش كشاورزي در اين برنامه تنها از 5 درصد كل اعتبارات عمراني برخوردار بود و نرخ رشد ارزش افزوده بخش كشاورزي به قيمت ثابت به طور متوسط ساليانه 4 درصد بود .
كل اعتبار 1560 ميليارد ريال بود كه بين سه بخش امور عمومي 7/7 - درصد امور اجتماعي 1/30 درصد و امور اقتصادي 62 درصد تقسيم ميشد . مهمترين فصل امور عمومي ؛ ساختمانها ، تأسيسات دولتي با 75 درصد كل اعتبارات اين امور ، مهمترين فصل امور اجتماعي ؛ آموزشوپرورش با 49 درصد و سپس تأمين مسكن با 7/17 درصد و مهمترين فصل امور اقتصادي ؛ توسعه كشاورزي و دامپروري با 21 درصد و سپس توسعه صنايع با 9/18 درصد و حملونقل و ارتباطات 7/17 ، از كل اعتبارات مربوطه به امور خود بود .
با افزايش قيمت نفت و تداوم ميزان بالاي صادرات نفت خام ، امكانات مالي جديدي براي كشور فراهم شد كه دور از انتظار بود به همين جهت در برنامة 5 در مرداد 1353 تجديد نظر شد و اعتبارات آن افزايش يافت . در تجديد نظر نيز برنامه به سه بخش امور عمومي ، امور اجتماعي و امور اقتصادي تقسيم شد و كل اعتبارات عمراني به 7/3368 ميليارد ريال ، يا دو برابر اعتبارات قبلي افزايش يافت ، اعتبارات مورد بحث 6/6 درصد برابر اعتبارات پرداختي برنامة چهارم بود و حدود 5/16 برابر اعتبارات پرداختي برنامه سوم بود .
امور عمومي 8/12 درصد ، امور اجتماعي 9/27 درصد و امور اقتصادي 3/59 درصد از اعتبارات عمراني برنامه پنجم را به خود اختصاص دادهاند . در فصول امور اقتصادي ، حمل و نقل و ارتباطات با 400 ميليارد ريال با 20 درصد صنايع با 7357 ميليارد ريال يا 8/28 درصد ، نفت يا 333 ميليارد ريال يا 7/16 درصد ، كشاورزي و منابع طبيعي با 7/296 ميليارد ريال يا 9/14 درصد ، برق با 8/247 ميليارد يا 4/12 درصد و منابع آب با 2/161 ميليارد ريال يا 8 درصد از اعتبارات را به خود اختصاص دادهاند . مجموع فصول توليد شامل كشاورزي ، آب ، صنايع ، معادن ، نفت ، گاز و برق روي هم 1510 ميليارد ريال يا 6/75 درصد از هزينههاي امور اقتصادي و يا 8/44 درصد از هزينههاي عمراني و تنها 2/24 درصد از عزينههاي كل دولت را در طول سالهاي برنامه تشكيل ميدادهاست . دولت طي سالهاي 52-56 حدود 7212 ميليارد ريال درامد داشت و 7598 ميليارد ريال هزينه كرد .
برنامة اول (72-1368)
اهداف برنامه :
1-بازسازي و تقويت ظرفيتهاي دفاع ملي ، و بازسازي مراكز توليدي و جمعيت خسارت ديده در طول جنگ تحميلي
2-بازسازي مراكز توليدي كه از بين رفته بود و مراكز جمعيتي خسارت ديده
3- ايجاد رشد اقتصادي با تأكيد بر خودكفايي محصولات استراتژيك كشاورزي و مهار تورم
4-تأمين حداقل نيازهاي اساسي مردم و تلاش در جهت تأمين عدالت اجتماعي
الگوي برنامه : جامع بود .
استراتژي : حمايت از صنايع داخلي و جايگزيني واردات و كاهش وابستگي به درآمد نفت بود .
عملكرد برنامه : رشد توليد ناخالص داخلي به قيمت ثابت به طور متوسط سالانه 3/7 درصد افزايش يافت كه با رشد پيشبيني شده كه حدود 1/8 درصد در سال بود اندكي تفاوت داشت . كاهش نرخ رشد طبيعي جمعيت از 2/3 درصد در سال 1367 به 9/2 در سال 1372 به صورت عمدهترين هدف جمعيت تعيين ميگردد .
- سهم اعتبارات كشاورزي به 8 درصد و در مقايسه با بخش صنعت و معدن كه 9 درصد را دارا بوده از وضعيت بهتري نسبت به برنامههاي 4 و 5 عمراني برخوردار شد .
اما از نظر تخصيص ارز بخش صنعت در برنامه اول توسعه جمهوري اسلامي ايران به عنوان محور توسعه كشور مورد توجه بسيار قرار گرفت در اين برنامه به دليل اختلاف ميان نرخ بازار ارز با نرخ رسمي آن ، تخصيص ارز رسمي يكي از مهمترين عامل سرمايهگذاري به حساب ميآمد . در اين برنامه حدود 40 ميليارد دلار ارز عمدتا با نرخهاي دولت و رقابتي به صنعت اختصاص يافت .
در اين برنامه بيشترين سرمايهگذاري در بخشهاي كشاورزي ، حملونقل و ارتباطات ، صنايع و برق ، آب و گاز بودهاست .
سياستهاي كلي برنامة اول :
1-تقويت پول ملي و كاهش رشد نقدينگي و كنترل تورم از طريق كاهش كسري بودجه دولت .
2-عدم كاهش سطح ارائه خدمات عمومي دولت و تأمين هزينههاي مربوط از طريق درآمدهاي مالياتي (مالياتهاي مستقيم) و تخصيص درآمدهاي خالص از صادرات نفت به سرمايهگذاريهاي مولد .
3-كاهش هزينههاي دولت از طريق جلب مشاركت مردم در ايجاد و ادارة مؤسسات آموزشي و درماني .
4-تغيير سيستم سهميهبندي كالاهاي اساسي به نحوي كه سوبسيدهاي مربوط به نظام تأسيس اجتماعي كشور به تدريج- متوجه افراد كم درآمد گردد .
5-تغيير سياست نرخگذاري كالاها و خدمات به نحوي كه به تدريج قيمتهاي تعادلي منابع اقتصادي بوجود آيد .
6-بهبود وضعيت كنوني مؤسسات توليدي وابسته به شرايط سوددهي و انتقال بخشي از مؤسسات توليدي به بخش غير دولتي .
7-بخشهاي اقتصادي كه براي بهبود و گسترش ظرفيتهاي خود به منابع مالي و اعتبارات بانكي نيازمندند .
جمعيت ، نيروي انساني و اشتغال :
بر اساس برآوردهاي انجام شده توسط سازمان برنامه و بودجه ، جمعيت كشور در سال 1367 معادل 7/52 ميليون نفر بودهاست . طي برنامه جمعيت كشور بطور متوسط سالانه 63/2 درصد افزايش يافت و به 60 ميليون نفر در سال 72 بالغ گرديد . اين نرخ كمتر از نرخ رشد جمعيت نسبت به سالهاي اخير بوده است . كه اين بدليل توجه زياد به رشد و كنترل جمعيت و توجه به تنظيم جمعيت خانواده و سطح آگاهي مردم است . در سال 72 تعداد شاغلين كشور 8/13 ميليون نفر و ميزان بيكاري حدود 4/11 درصد برآورد شدهاست كه اين ميزان در سال 67 حدود 2/15 درصد بودهاست . كه افزايش شاغلين طي اين دوره بطور متوسط سالانه رشدي معادل 8/3 درصد بوده است .
خصوصي سازي و واگذاري شركتهاي دولتي :
خصوصي سازي به عنوان امري اجتناب ناپذير و سياست و استراتژي با هدف ارتقاء كارايي فعاليتهاي دولت در آغاز تدوين و تصويب برنامههاي بازسازي اقتصادي و اجتماعي كشور در برنامه اول توسعه مورد توجه قرار گرفت و لذا واگذاري شركتهاي دولتي يكي از سياستهايي بود كه ميتوانست به اهداف و بر سياستهاي برنامة اول جامعه عمل بپ.شاند . از اهداف خصوصي اي كه ارتقاء سطح كارايي فعاليتهاي دولتي ، بهبود عملكرد شركتي و استفاده بهينه از منابع و امكانات كشور ميباشد .