|
|||||||
|
|
|
|||||
|
|
|||||||
وصاياي تعدادي از شهداى جهاد گر استان اصفهان در هشت سال دفاع مقدس (5)
|
127- شهيد حسين نوريان |
|
اى كانون هاى شر و فساد و بد نامى، اى مردم بد عاقبت و بدبخت، گوش هاى خود را باز كنيد كه براى آخرين بار سخنان خود را به گوش شما مىگويم.آيا گمان كرده ايد پس از كشتن من در دنيا به نان و نوايى خواهيد رسيد ؟ و يا كاخ هاى خود را مجلل تر خواهيد نمود؟ ، هيهات، هيهات. مى بينم روزى را كه شما از هر ذليلى ذليل تر و از هر درمانده اى بيچاره تر خواهيد بود، شما اميدواريد كه من دربرابر يزيد طاغوتى و دشمن خدا سر اطاعت فرود مىآورم، هرگز، به خدا پناه مىبرم كه به چنين خوارى و ذلتى تن دردهم. ما در دامان آقايى پرورش يافته ايم و سيادت و سرورى در روح و جان ما موج مى زند و عزت و شرف به ماحكم مىكند كه براى مرگ آغوش باز كنيم. آه، چقدر مشتاقم كه هر چه زودتر به اين جوانان شهيد بپيوندم |
|
128- شهيد محمود نيلى |
|
در وصيت خود چيزى براى گفتن ندارم، الا اينكه آنچه كه در جيبم مانده را در راه خدا انفاق شود. پنج سال نمازاحتياطى قضا دارم كه اميدوارم پدر و مادرم نائبى بگيرند و ادا نمايند. توفيق و سعادت همگان را در راه به ثمر رساندن انقلاب تحت لواى پرچم اسلام به رهبرى امام عظيم الشانخواستارم."و من الله التوفيق و عليه التكلان و منه الغفران و اليه انيب" محمود نيلى - 60/5/20 |
|
129- شهيد سيامك ولى پوريان |
|
شب بعد از عمليات: الحمدالله عمليات بخوبى پيش رفت و در زير غرش توپخانه، من فرصتى براى نوشتن وصيت نامه خود پيدا كرده ام. نوشتن وصيت نامه مشكلترين دست نويس انسان در طول عمرش شايد باشد، زيرانوشتن آن واضح نمودن هدفهاى انسان در زندگىاش مى باشد و نمايانگر چگونگى طى كردن اين مسير مىباشد، مسيرى كه از خداوند شروع شده و به خداوند ختم مىگردد.(قصد عبارت پردازى ندارم) در درجه اول خداوند را شكر مى گويم كه توفيق ديدن شكوفايى اسلام را به من عطا كرد و ما را از ظلمات بسوى نور هدايت فرمود تا توانستيم امام زمان (عج) خود را بشناسيم و اسلام را تجلّى يافته در نايب بر حقش امام خمينى مدظله العالى به تماشا بنشينيم و بالاخره شكر خداى منان را بجاى مىآورم كه به من توفيق شركت در جهاد فى سبيل الله را داد |
|
130- شهيد اكبر هادى پور |
|
آخرين پيامم به شما اين است كه هيچگاه خدا را فراموش نكنيد و هميشه در كارها از وى كمك بخواهيد.همچنين در مراسم فاتحه(بزرگداشت) و هفته و سالم ، مصيبت حضرت ابوالفضل را بخوانيد و در حمل جنازه ام امامان را صدا بزنيد. پيامى هم به ملت شهيد پرور ايران دارم كه اولاً خداوند اجر عظيمى به شما عنايت فرمايد كه با تمام قوا ازجبهه هاى نبرد پشتيبانى نموديد، ثانياً هيچگاه خط رهبرى را كه موجب پيروزى ما شد رها نكنيد و دست از دامان اسلام برنداريد. |
|
131- شهيد رمضانعلى هاشمى |
|
مىخواهم در اين روزهاى آخر عمرم چند كلمه اى را كه شايد در
آينده كمك به افرادى شود كه جوياى حقيقت هستند، بنويسم،
امّا دستم مىلرزد، عرق خجالت از سر و رويم مىريزد چون وقتى
به خود مى نگرم پيش خدا رو سياه هستم ، بدنم مى لرزد،
خدايا چه بگويم ، چگونه بنويسم « ربنا افرغ علينا صبرا
»
...
خواهران و برادران! وقتى در كوچه و خيابان راه مىرفتم ،
عكسهاى شهدا با من سخن مىگفتند، آنها فريادمى زدند كه چرا
نشسته ايد، اسلام در خطر است ، جنگ اسلام با كفر شروع شده
است ... در اينجا توصيه مى كنم كه به مزار شهدا
حتماً برويد، برويد تا بوى عطر گلزار شهدا بر مشامتان برسد
كه بوى عطر حسين(ع) است و از همه بالاتر شهادت بهشتىها،
رجائىها و باهنرها، شهداى محراب، محمد منتظرىها، مطهرىها،
مفتح و ساير علماء بزرگ اسلام ، كه چه عزيزانى كه بزرگوار
بودند از دست داديم در سوگ نشستهايم . اي افرادى كه نام
خود را مسلمان گذاشته ايد وسنگ اسلام را به سينه مىزنيد
آيا اينها به خاطر كدامين گناه شهيد شدند؟ آيا مطهرى به خاطر
چه مورد رگبا رگلوله هاى اهدايى مزدوران داخلى آمريكا قرار
گرفت؟ آيا بهشتى و 72 تن در يك شب به خاطر چه
بدنهايشان زيرآوارها تكه تكه شد ؟ و تا آخرين لحظه فرياد
الله اكبر بر لبهاى خونين شان زمزمه مى شد و خيلى ديگر از
شهدا، آيا به خاطر مقام رياست بود و انقلاب را براى بهتر
زندگى كردن در رفاه بودن و ماديت مى دانستند؟ نه! نه! .
آنها به خاطراسلام و تداوم آن آگاهانه فرياد زدند، عليه كفر
جنگيدند، چه با قلم در حوزههاى علميه و چه با سلاح جنگ و با
خونسرخ خوش اسلام را بيمه كردند و تداوم بخشيدند آرى، آيا اينها را مى توان ديد و ساكت نشست ؟ و آيا جايز مى دانيد نشستن را؟ بياييد و اكنون موقع آن رسيده كه حسين زمان را يارى كنيم ، كفر جهانى با اسلام در جنگ است. آيا كدامين وجدان حاضر است كه اين همه را ببيند وبى تفاوت از مسائل بگذرد، آيا خون ما رنگينتر از خون اين مردان خداست؟ بياييم قدرى به حال خود بينديشيم وببينيم كه كجا آمديم ؟ و به كجا خواهيم رفت ؟ . آيا انقلاب كرديم براى زمين بيشتر، آيا انقلاب كرديم براى پست و مقام؟ . و اى خواهر و برادر! انقلاب اسلامى براى تداوم اسلام و برقرارى عدل و داد و احكام قرآن در جهان و نابودى ظلم وستم در دنيا و آزادى همه مستضعفين از چنگال ستمگران زمانه است. آرى ما راه زيادى در پيش داريم، هنوز راهى نرفته ايم، بهانه هاى كاذب را كنار بگذاريم و اگر خود هم مى رويم ، كارى كنيم اسلام بماند. ما همه بايد فداى اسلام شويم، انتظار بيهوده از انقلاب نداشته باشيم فكر كنيم كه آيا براى اين انقلاب كه اين همه از او انتظار داريم چه كرده ايم... استفاده از روحانيون هر محل در رابطه با تشكيل كلاسهاى عقيدتى و احكام و تفسير قرآن استفاده شود كه اين روحانيون ذخاير اسلام هستند و چه ذخايرى در سينه اين مردان خدا نهفته است. به ياد شهدا و براى رساندن پيام شهدا از هر طريق فراموش نكنيد، چاپ كتاب، پوستر و غيره كه آنها كه رفتند كارى حسينى كردند و آنها كه ماندند بايد كارى زينبى كنند و گر نه يزيدىاند. پيام شهدا را به اقصا نقاط جهان برسانيم. با شركت فعال در مراكز بسيج و پايگاههاى بسيج جاى خالى برادران شهيد را پر كنيم.. 1362/12/12 - رمضانعلى هاشمى |
|
132- شهيد سيد ساعد هاشمى فشاركى |
|
و برترين شهدا آنانى هستند كه در خط مقدم به شهادت مى رسند و تا هنگام كشته شدن رو گردان نبرد نباشند واينان كسانى هستند كه در غرفه هاى بلند بهشت آرميدهاند و خداوند برويشان لبخند زند و براى آنان حسابى نيست. آرى من نيز صف اول را برگزيده ام و روى بر نمى تابم تا آنكه جنازه پاره پاره شده ام را به موطنم باز آرند، امّاقبل از هر سخنى بايد اين را بگويم كه چرا به جبهه آمدم و چرا شهادت را برگزيدم و چرا از درس و مدرسه بريدم وجنگ و پيكار را بر آن مقدم دانستم و چرا موقعيت بزرگى كه اينك در مقابل رو داشتم و تا چند صباح ديگر با بازگشايى دانشگاه ها مىتوانستم ادامه تحصيل بدهم و با استفاده از فعاليت تحصيلى به دور از هياهوى نبرد و جنگ درگوشهاى خزيده و تنها به درس خواندن و ادامه تحصيل بپردازم، امّا اين چنين نكردم، پاسخ به اين سؤال كه شايد درذهن تمام دوستان، آشنايان و اقوام بيايد ، شعرى است كه اميرالمؤمنين على ابن ابيطالب (ع) در روز ورود به صفين و امام سيدالشهداء (ع) در روز ورود به صحراى كربلا با خويش زمزمه مىكرده اند... اگر چه دنيا و آنچه در آن است زيبا و دوست داشتنى است، امّا خانه آخرت زيباتر و برتر است و اگر قرار است اموال كه فرد در دنيا جمع آورى مى كنند، بگذارند و بروند، پس چه بهتر آنها را در راه خدا، انفاق كند و اگر قرار است روزى از اين دنيا بروم پس چه بهتر كه در راه خدا با شمشير قطعه، قطعه شوم، و اين بود كه هر سه را برگزيديم، تكه تكه شدن جسم را در راه خدا، انفاق مال در راه خدا و ترجيح آخرت به دنيا را، من راهى را برگزيدم كه در آن پاسخ به سؤال نكير و منكر قبل از موت و در صحنه رشادت و نبرد است سيد ساعد هاشمى فشاركى ساعت 24 تاريخ 61/7/6 |
|
133- شهيد مصطفى هزاردستان |
| ...ديگر اينكه شما را به خدا قسم كه از دعاى به امام غافل نشويد، چون اين رهبرى است كه با رهنمودهاى خود،ما را از منجلاب گناه بيرون كشيد، و به الله نزديك و نزديك تر مىكند، اميدوارم روزى برسد در زمان خيلى نزديك كه همه شما ها و ملتهاى زير ستم بتوانند آزادى اسلامى واقعى را به دست بياورند و در جهان جنگى وجود نداشته باشد. السلام |
|
134- شهيد حسين يزدان پناه |
| شهادت آرزوى امت محمّد است چه در آن حيات جاويد و محشور شدن به اولياءاللَّه است |
|
135- شهيد محمد مهدى يزدان پناه |
| خداوندا، آنجايى كه به ما عنايت نمودى در خريد و فروش با تو در مقابل بهشت، جانم را به تو فروختم. كه به بهشت جز بندگان مخلص صالحت راه ندارند و نيز دانستم كه هر چه از رزق نصيب ما فرمودى بايد با انفاق از آن، دريچه هاى رشد و تقوى را بر خود بگشائيم و رزق بالاترى دريافت نماييم كه رزق تو وسيع است |
|
136- شهيد محمدرضا يزدانى |
| دوستان سعى كنيد كه از موقعيت استفاده كنيد و خود را در رديفمبارزان در راه خدا قرار دهيد كه پيروزى با شماست. خدا شاهداست كه نسلهاى بعد از شما حسرت اين روز را مىخورند ومىگويند ايكاش ما هم در دوره انقلاب بوديم، پس واى بحالكسى كه از موقعيت استفاده نكند |