|
|||||||
|
|
|
|||||
|
|
|||||||
وصاياي تعدادي از شهداى جهاد گر استان اصفهان در هشت سال دفاع مقدس (1)
|
67- شهيد حسين براتى حسين آبادى |
|
درود سلام بر مهدى موعود فرمانده كل نيروهاى اسلام و با سلام بر روح الله بنيانگذار و زمينه ساز حكومتالله و با سلام بر شهيدان پيروز ثارالله و با سلام و درود بر خانوادههاى محترم شهدا كه اسماعيلهاى خود را كفن پوشوارد سرزمين عشق نمودند و در ميدان قتلگاه با صورت پر از تير و تركش آنها را در آغوش كشيدند و حاضر نشدندلحظهاى زير بار ستم بروند و با سلام بر كردستان پر خون و خوزستان مظلوم. سلام بر سرزمينى كه در هر وجب آن بايدوضوى خون گرفت و سجده شكر بجا آورد و در سرزمينى كه بايد با وضوى خون وارد آن شد. اميدم اين است كه سلام مرا و وصيت مرا كه يك مهاجرم بپذيريد، آرى من يك مهاجرم، مهاجر فى سبيل الله،من از شهر خون و باروت سرزمين آتش و دود و خاكستر سرزمين كه نخلهاى باغ محمد در پهندشت شهادت آن بهدست دژخيمان پليد كافر بعثى پر پر و بر باد مىرود، سرزمينى كه سنگرهاى آن پيكر شهيدان است، اينجا سرزمينعاشقان و وعدهگاه حزبالله است، اينجا لالههاى باغ ايران را با مسلسلهاى آتشين مىچينند |
|
68- شهيد اسماعيل بهرامى-1 |
|
مادرم روى تو را از دور مىبوسم و به وجود تو افتخار مىكنم و به روان پدرم درود مىفرستم كه فرزندى راتحويل جامعه دادهايد كه مىتواند در صف عاشقان اللَّه باشد و افتخار كند كه در پى فرمان روح الله حركت كرده و بهمحبوب خود رسيده است. از تو مىخواهم كه چنانچه خداوند در حقم لطف فرمود و مرا به سوى خود خواند صبر واستقامت را پيشه كنى و براى اينكه مظلوميت فرزندت را در مقابل منافقين و سرمايهداران ثابت نمايى، هنگام به خاكسپردنم دستور دهى هر دو دستم را از تابوت بيرون بگذارند تا آنها مشاهده كنند كه به دست خالى از اين دنياى خاكىرفتم و چيزى به جز افتخار همراه نبردهام. مادرم زينب گونه فرياد بزن و بگو فرزندم با چشم باز و با اختيار مطلق اين راهرا قبول كرده و به درجه شهادت رسيد. مادرم مبادا گريه تو باعث شادى دشمنان خدا بشود. |
|
69- شهيد اسماعيل بهرامى-2 |
|
شهيدان اين اسطورههاى ايثار و مقاومت الگوهاى شهامت و شهادت در لحظه لحظههاى خونبار انقلاباسلامى از آغاز جنبش خونين 15 خرداد تاكنون ادامه دهندگان نهضت خونين كربلاى حسين)ع( بودهاند و جاى پاىگلهايشان بر خط سرخ شهادت نمودار بهترين سرمشق و والاترين روش براى رسيدن به معبود يكتا مىباشد و در تداومخط سرخ شهادت است كه گلهاى پاك باخته انقلاب يكى يكى در قبول دعوت حق به سوى او مىشتابند و همچونشب چراغى در دل عاشقان اللَّه نور اميدى تابانند و آنها كه جز عشق به خدا به چيزى دل نمىبندند و جز براى رضاىخدا به پيكار برنمىخيزند عاقبت با قلبى آكنده از عشق با سينهاى شكافته، با تنى خونين و دستى بريده به سوىمعبودشان مىشتابند. |
|
70- شهيد حاج براتعلى بهراميان |
| خدايا تو شاهدى آنچه كه مسئله هجرت و جهاد در راه تو را در درونم زنده كرد فقط رضاى تو بود و طبق آيهشريفه در قرآن ستايش تو را مىكنم از اين كه مرا به اين راه هدايت نمودى و اگر هدايت نمىكردى هرگز راه هدايت رانمىيافتم. خدايا تو ميدانى كه حب جاه و مال و منال و يا دست زور و قدرت مرا به اينجا ها نكشانده و بنابر شناختخودم همانطورى كه از سوى تو آمدم به سوى تو بازگشت خواهم كرد )انالله و انا اليه راجعون( قدم نهادهام و سفارشمىكنم به كسانى كه اين وصيت نامه را مىخوانند حال كه دنيا گذشتنى است و عمر انسان نيز تمام شدنى، پس چه بهتركه بنابر آيات قرآن خود را جزء اشرف مخلوقات قرار داده و تحمل سختى ها و مشكلات در راه خدا را بنمائيم كه اگراين سختى ها نباشد چه تفاوتى بين زندگى انسان و حيوان مىباشد و خوشا به حال كسانى كه به اين نكته ها عمل كرده وبه هدف خود رسيدند و مسووليت سنگين ترى بر دوش من گنهكار نهادند. امثال حاج حسين فيروزبخت و يا احمدىو غيره و بنابر شناخت خودم هر چند كه به نحو احسن نبوده ولى تا آنجايى كه در توانم بوده ...انجام دادهام تا فرداىقيامت شهدا گلايهاى از دستم نداشته باشند |
|
71- شهيد حسين پارسا |
|
امّا چه روزهايى بر ما مىگذرد. از كجا بايد شروع كرد. آيا از محدوديتهاى قرنهاى پيش بايد گفت، آيا از مظلوميت اسلام بايد گفت و از رنج ها و دردهايى كه كفارو منافقين، سران زر و زور و تزوير بر ما بر دل پيامبران وارد كردند، بگويم. آيا بر مظلوميت امامان شيعه و دردهاى دلآنها بگويم، از كجا آغاز كنم. دردهايى كه بر عزيز زمانمان مىگذرد، بگويم. از كجا بايد گفت، آيا براى از دست دادنفرزندان اسلام كه زمينه ساز انقلاب امام مهدى(عج) بودند، سخن بگويم؟ از مطهرى؟ از مفتح؟ عراقى، چمران ها؟ و... از كجا بگويم كه هم چنان كه انقلاب ما حسينى بود و رهبرش حسين گونه ...فجايعى هم كه به وجود مىآيد حوادثزمانِ حسين)ع( را زنده مىكند، بگويم كه مصاف امروز ما با كفّار و منافقين كه در يك جبهه مشترك هستند، يادآورحوادث زمان حسين)ع( است. 72 تن شهيد شدند و با مظلوميت شهيد شدند، حسين گونه شهيد شدند و ...منظره بهآتش كشيدن و خراب كردن خيمههاى حسين و فرزندان حسين را زنده كردند. آرى از اينجا مىگويم، زيرا عقيده منو عقيده امت اسلام اين است زيرا آن روز زينبيان آماده مصاف شدند و امت ما هم آماده مصاف شد و بر عادت خودطبل و دهل را فرداى فاجعه آوردند و با آنكه اعلام جنگ داده بودند، آمادگى مصاف دادند و داديم. آرى مىگويمكه اينان حسينى ها را مورد حمله قرار دادند و امّا اى خدا و اى تاريخ و اى امت تو شاهد باش كه اين كفار و منافقينبراى چه طاغى شدهاند. آنان بر هيچ كس رحم نخواهند كرد و نمىكنند. |
|
72- شهيد حاج محسن پور محمديان |
|
است و هر كس در مسير قرآن قرار گيرد مىتواند تا آنجا به خدانزديك شود كه ملائكه نمىتوانند. پس اى كسانى كه منحرف هستيد و تاكنون راه حق را نپيمودهايد، برگرديد كه راه توبه گشوده است و فضل ورحمت خداوند بى حد و حساب، و بدانيد كه خداوند در سوره مائده مىفرمايد: "اى كسانى كه ايمان آوردهايد، هر كه از شما از دين خود مرتد شود بزودى خدا قومى را كه بسيار دوست دارد و آنهانيز خدا را دوست دارند و نسبت به مؤمنان فروتن و به كافران سرافراز و مقتدرند به نصرت اسلام برمىانگيزد كه در راهخدا جهاد كنند و در راه دين از نكوهش و ملامت احدى باك ندارند، اينست فضل خدا هر كه را خواهد عطا فرمايد،خدا را رحمت وسيع و به احوال همه آگاه است. |
|
73- شهيد رسول تحويليان |
|
شهادت يك فوز عظيم است و شهيد زنده و آگاه است، پاك و مطهر است و شهيد غسل و كفن ندارد. براىاينكه قبل از اينكه مرگ به سراغ او بيايد خود را فدا مىكند و به سوى معبودش تعجيل مىورزد و چه شيرين وگواراست مرگ در راه "الله". مرگى كه باعث يارى حق و محو باطل شود هر چند كه ذرهايى و هر قدر كه ناچيز باشدانسان زمانى به سعادت ابدى خواهد رسيد كه هدفش "الله" و رفتارش على وار و افكارش اسلامى باشد. اكنون در جبههنبرد حق عليه باطل هر كه را عشق اسلام در سر است، سر مىبازد تا جسم و جانش در راه پيشرفت حق و اعتلاى اسلاماين مكتب رهايى بخش توده محروم و مستضعف جهان نثار كند و اين سنت در جهان پايدار بماند تا احدى به خوداجازه تجاوز به حريم حق و بىاعتنايى به قوانين نجات دهنده اسلام ننمايد و وعده "الله" در باره محرومان تحقق يابد. اكنون اى برادر و خواهر مسلمان در هر اقصى نقاط جهان كه هستى به تو در باره اسلام و يارى حق عليه باطلسفارش مىكنم، به تو مىگويم براى رهايى انسانها فقط متكى به اسلام باش و از شرق و غرب دورى كن و گر نهوابستهايى، انسان وابسته آزاد نيست. |
|
74- شهيد اسماعيل جلالى |
|
با درود و سلام به امام امت و امت حزب اله اين ياوران مخلص اسلام و با سلام بر پدر و مادر و همسر و فرزندمو خواهر و برادرم. اميدوارم كه پس از شنيدن خبر شهادتم هيچگونه ناراحتى و حركتى كه حاكى از پريشانى و غمزدگىاست از خود نشان ندهيد و به درگاه خداوند شكرگذار باشيد كه فرزندتان انشاءالله لياقت اين را پيدا كرده و مسببتحقق دستورات اسلام و قرآن باشد. من خداوند را شكرگذارم كه در پس هزاران جناح و دسته بسوى خط امام و حزب الله هدايت شدم، مگر نهاينكه امروز اسلام در مقابل كفر در ستيز است؟ مگر نه اينكه اگر مسلمين نجنبند خداى نكرده كفر حاكميت مىيابد؟مگر نه اينكه بايد عدالت اسلامى در كل جهان برقرار گردد؟ مگر نه اينكه اين خواست خداوند متعال است؟ پس اينمسلمين هستند كه به خواست خدا، سبب تحقق و اجراى آن شوند، زهى سعادت افرادى كه لياقت برگزيدگى اينرسالت را دارند. (الله يعلم حيث يجعل رسالته) |
|
75- شهيد محمد رضا جندقيان |
|
اينجانب محمد رضا جندقيان بر حسب احساس مسووليت دينى و وطنى خود فى سبيل الله در اين راه قدمبرداشته و اميدوارم كه بتوانم از جلو راه اسلام خارى را بردارم، نه اينكه خارى باشم در راه. آرزو دارم خدا مرا يارى دهد تا آنجا كه بتوانم مبارزه كرده و دشمن را نابود كنم و زمانى كه شهادت در راه حقنصيب من شد اين خون ناقابل خود را در راه اسلام و ايران ريخته و با اين خونها پيروزى را براى اسلام به دنبال داشتهباشد. من هيچگاه آرزويى براى خودم ندارم و در حال حاضر تنها آرزويم شركت در جبهه و شهادت در راه اللَّه استو بعد پيروزى اسلام بر كفر. به اميد پيروزى اسلام و جهانگير شدن آن. 1359/8/13 |
|
76- شهيد احمد رضا جوادى |
|
توصيه من به جوانانيكه در اين زمان حساس وقت گرانبهاى خود را صرف كارهاى ناشايست ... آيا بهتر نيست كه لحظات گرانبهاى عمر را در راه سعادت واقعى خود و پيشرفت جامعه مسلمان و رشد و ترقىجمهورى اسلامى كه ثمره خون هزاران شهيد است صرف نمايند، تا هم در دنيا در نظر مردم پست و خوار نباشند و همدر آخرت رو سپيد و سرافراز گردند |
| 77- شهيد عباس چوبانی |
| برادران و خواهران همين طور كه مىدانيد، شهيد شدن فقط در جبهه نيست، بلكه شهادت بالاتر از آن است كهمغزها تصور كند و قلم ها بنويسد، در واقع شهادت يك جلوه ديگر از انسانيت است، شهادت تكامل است، تكامل بشر)حاسبوا قبل ان تحاسبوا( برادران و خواهران به حساب خود رسيدگى كنيد، قبل از اينكه به حسابتان رسيدگى شود.ببينيد چه كار كردهايد براى انقلاب، چه كارى كردهايد كه در جهت اسلام و امام بوده؟ آيا عمل مىكنيد؟ آيا در مسجدمىرويد؟ آيا سنگر ها را حفظ مىكنيد و كدام كار بر خلاف انقلاب و امام و اسلام؟ اگر مقلد امام هستيد؟ آيا به سخنانوى گوش مىدهيد، آيا عمل مىكنيد؟ آيا به مسجد مىرويد؟ آيا سنگر ها را حفظ مىكنيد؟ آيا خود را آماده كردهايدكه انشاالله اسلام و مملكت را تحويل امام زمان بدهيد؟ آيا خود را ساختهايد؟ من كه موفق نشدم خود را بسازم ولىشما تا وقت هست و فرصت داريد، غنيمت شماريد، از اين وقت ها استفاده كنيد، از كتابها و سخنان امام عزيز وهميشه پيرو ولايت فقيه باشيد. برادران محصل درس بخوانيد كه درس خواندن نوعى عبادت و جهاد است و به نظر مناز اسلحه گرفتن بالاتر است، من اگر موفق به درس خواندن نشدم، همين قدر مىدانم كه اينجا )جبهه( يك دانشگاهاست و چه سعادتى بالاتر از اين كه در اين دانشگاه مشغول تحصيل باشم و انشاالله فارغ التحصيل شوم، كه فارغالتحصيل شدن همان به لقاء الله پيوستن است، انشاالله. |
|
78- شهيد على حاج هاشمى |
| زمانى فرا رسيده كه با توسل به خداوند متعال بتوانيم تمام دشمنان اسلام را از كشورمان بيرون كنيم و اين ازوظايف هر فرد مسلمان است كه هنگام تجاوز دشمن به اسلام و ناموس وطن در مقابلش بايستد. حالا وقت آن نيستكه در خانه بنشينيم و بگوييم "خدا كريم است"و... وقت اين است كه نشان دهيم قدرت دين خدا تا چه حد است... برادران عزيزم، هوشيار باشيد و غير اسلام و قرآن به چيز ديگرى فكر نكنيد، سعى كنيد كه راه خدا ترويجشود و در اين تلاش از بذل جان و مال خويش دريغ نورزيد. قدر امام امت را بدانيد كه اطاعتش واجب شرعى است.خيلى هوشيار باشيد كه گروهكها در صفوف شما رخنه نكنند و به اسلام و انقلاب ضربه نزنند |
|
79- شهيد حسينعلى حجتى |
|
با درود به پرچم داران اسلام و با سلام به ياوران و رزمندگان اسلام سخن را آغاز مىنمايم. در اين لحظهاى كهدر حال نوشتن وصيت نامه هستم به اين فكر كه آيا لياقت داريم كه يك سرباز اسلام باشيم و براى اسلام عزيز فداشويم. اى مسلم به پا خيز كه صداى " هل من ناصر ينصرنى" مسلمان در بند كشورهاى اسلامى به گوش مىرسد و منوظيفه شرعى خود مىدانم كه آن ندا را هر چه بيشتر طنين افكن سازم، از تمام برادران و خواهران مىخواهم كه درپشت جبهه سربازان خدا را ياور باشند |
| از همه مىخواهم كه پيش از هر چيز به اصول و فروع الهى اهميت بدهيد و با ايمانبه خدا و كتابش قرآن و اهتمام به ذكر خدا و نماز با حضور قلب، تزكيه نفس، ايثار،انفاق و خيرخواهى براى همه خلق و جهاد در راه پيروزى حق و حضور پيگير درنماز جماعت و انس با مردم راه سعادت را براى خود بازگردانيد. |
|
81- شهيد فضل الله خودسيانى |
|
خدايا اگر گوئيم ثناى تو گوئيم و اگر جوئيم ثناى تو جوئيم و اگر يابيم ثناى و رضاى تو يابيم. خدايا از هر دوجهان مهر تو گزيدم و جامه پلاس پوشيدم و پرده عافيت دريدم. الهى اگر طاعت بسى ندارم در دو جهان جز تو كسىندارم. خدايا فضل ترا گران نيست و شكر تو را زبان نيست. خدايا مگو چه آوردهام كه درد و دوا نشوم و مپرس چهكردهام كه رسوا نشوم. الهى طاعت خود مجوى كه تاب آن ندارم. از اهلبيت خود مگوى كه آب آن ندارم. الهى ازكشته شدن تو خون نيايد و از سوخته تو دود. كشته تو به كشتن شاد است و سوخته تو به سوختن خشنود. پس يا رب قبول كن خدايا خود انتخاب كردم چهچيزها ديدم و در اين محيط شنيدم. خدايا بر اساس وظيفه آمدم، قبول كن اين طاعت ناچيز و قبول كن اين جان ناقابل.هيچ چيز برايت نداشتم و چيزى وانگذاشتم، مگر غير خدايى و گنه كارى. خدايا نكند كه با عدالت رفتار كنى. ترا به حقشهيدان با فضلت رفتار كن. دنيا رنجور است، خليفه تو چه ها كرده باعث آزردگى يتيمان و نابودى عزت شده است.ملت شيعه تو در بند است از بيرون و داخل، پس ترا به حق مظلوميت حضرت زهرا)س( تو خودت آزادى اين ملت رافراهم گردان. برادران، دوستان من نمىدانم از كجا و چگونه شروع كنم. از هر كجا مىنگرم چندان كارى براى رضاى خداانجام ندادهام. محيط خود را دو جناح ديدم، از يك طرف انسانهايى كه زندگى خود و بهترين سرمايه خود را صرفجنگ و انقلاب كردند و جناح ديگر انسانهايى كه در پوست متفاوت خزيدند و خيانت مىكنند. آن يكى با پنهانكردن مايحتاج لازمه مردم و سپس عرضه كردن آن به بازار با نام مبارك آزادى، كه كلمه شيطانى هم برايش زياد است،و آن يكى عين دلقك با كاخهاى متفاوت خود هر روز با آرايش مخصوص و لباس نازك و اداى تازه وارد ميدان شدهدر محيط مخصوص خود را عرضه مىكنند. اى لعنت خدا بر غير خدايان. خدايا اين گروه را يا هدايت كن و اگرهدايت نمىشوند، نابودشان گردان تا رزمندهاى كه پس از مدت ها با خون خود مايه گذاشته و پس از مدت ها براىلحظهاى ديدار خانواده و انجام صله رحم آمده با اين صحنه ها مواجه نشوند. اكنون هفت سال از انقلاب پر خون ما گذشته و هنوز اين دولت و افراد مسوول و از جمله خود من هيچ گونهكارى در اين باره نكردهايم. پس اشكال كار كجاست؟ مسلمين به كدامين افراد بايد باج دهند، در خيابان يك طرفتشييع جنازه باشد و طرف ديگر آنها اين قدر بى بند و بارى كنند. آيا خدا ما را مورد سؤال قرار نمىدهد؟ آيا اين استنقش حساس مسووليت. برادران امام را تنها نگذاريد و ادامه راه شهيدان مد نظر باشد و هر كجا در برابر ظلم و كار خلاف اسلام تسليمشويد و سكوت كنيد، بدانيد كه خيانت كرديد، پس بيدار شويد، برادران آسودگى ما عدم ماست. |
|
82- شهيد شهرام دادخواه |
|
خدايا به حق محمد و آلش قسمت مىدهم به هنگام مرگ لب مرا و ذكر مرا و فكر مرا از نام خودت باز مدار و بهمن نيرويى عطا كن كه صبرم زياد و ايمانم قوى تر و رزمم آهنين باشد خدايا به سربازان خودت عظمت و نصرت عنايت بفرما. خدايا به محمد و آلش قسمت مىدهم امام امت ما رادر پناه خودت تا انقلاب امام زمان )عج( حفظ بفرما. خدايا ما گنهكاريم، خيلى زياد هم گنه كاريم، خدايا دلهاى ما رااز غبار گنه بشويان. خدايا مرگ مرا به گونهاى بساز و ...را به دنياى محشر به صورتى فراهم كن كه از همه غبارات ظلم وتباهى، فساد و گنه كارى و رو سياهى پاك شده باشم. خدايا من شرمندهام، شرمندهام، شرمندهام آنگونه كه شايسته توبود ترا پرستش نكردم آنگونه كه تو دوست داشتى نتوانستم در راهت قدم نهم، آن صورتى را كه تو جز دسته محبانتقرار مىدادى نتوانستم شوم. خدايا نفس اماره به من امان نداد، خدايا تقصير از خود من است، تقصير از خود گنه كار من است. من رو سياهم،شرمندهام، گنه كارم، خدايا اقرار مىكنم به گناهانم. خدايا، خدايا جز تو كسى را ندارم، جز تو ياورى نمىجويم، جز تو همدمى ندارم، خدايا نمىدانم چه بگويم،خود از من مفلوك و در بدو بيشتر مطلع هستى، تو خود چاره درد من كن، تو خود گنه كاريم را چشم پوشى كن. خدايا چه بگويم، اينك رو به سوى درگاه تو آوردهام، شرمندهام، پشيمان، گنه كار و تباه شده، خدايا به حق امامزمان روحى لمقدمه الفدا و به حق شهداى راستين و شهداى پاك درگاهت و به حق خون پاك مطهر گلوى اصغر و بهحق دست بريده اكبر و به حق گلوى بريده اكبر و به حق گلوى بريده حسين )ع( قسمت مىدهم مرا رو سفيد به پيشخويش بخوان، خدايا آن كس كه تو را شناخت، جان را چه كند، فرزند، عيال و خاندان را چه كند ... |
|
83- شهيد عبدالله داودوندى |
|
اينك كه قلم در دستم روى كاغذ مىلغزد و وصيت نامه مىنويسم به اميد اينكه ديگر زنده باز نگردم، البته مىدانم كه رسيدن به درجه و مقام لقاءاللَّه و زيارت خداوند مختص افراد صالح و متقى است و عاميان را در آن جايگاه و مقام راهى نيست، لكن در اينجا توبه و ندامت خود را با كمال سرافكندگى و خجلت به پيشگاه باريتعالى و رحمتنامتناهى او مىبرم و اميدوارم كه بحق محمّد و آل محمّد، خداوند بر حقير تفضل و ترحم نمايد و از گناهان و تقصيراتمدرگذرد و ما را به شفاعت امام حسين)ع( و وساطت مولى اباصالح المهدى )عج( نايل فرمايد. تذكراتى چند خدمت تمام عزيزان و سروران و بستگان و آشنايان و دوستان بخصوص برادران و خواهرانمدارم كه شايد خود عامل آن نبودم و از اين موضوع بسيار متأسفم. از شما مىخواهم كه هميشه با وضو باشيد و نماز را بهوقت بخوانيد و هيچگاه دروغ نگوييد ولو به شوخى، هميشه صادق باشيد چرا كه صدق مقدمه هدايت و تضمين كنندهنجات و سعادت است. با خدا و خلقش با صداقت رفتار كنيد. يكى از بهترين عبادات و اعمال براى خدا جهاد درراهش مىباشد كه از شما مىخواهم بعد از رفتن من انشاءالله راهم را ادامه خواهيد داد. |
|
84- شهيد سيد عباس ذاكرى اصفهانى |
|
پس از ياد خدا و ذكر خدا، خدمت همسر و بچهها سلام عرض مىكنم، سلامى از جبهه حق عليه باطل، سلامىاز جبهه اسلام عليه كفر، اميدوارم كه حال همگى شما خوب باشد. همانطور كه مىدانيد من به جبهه حق پيوستم وبالاخره جبهه حق براى پايدار بودنش احتياج به خونها دارد. اميد است كه خدا به ما لياقت شهادت در راهش را عطاكند. مواظب باشيد كه هميشه اعمالتان فقط براى رضاى خدا انجام بگيرد و امام خمينى نائب امام زمان )عج( را گوشبه فرمان باشيد. |