Free Web Site - Free Web Space and Site Hosting - Web Hosting - Internet Store and Ecommerce Solution Provider - High Speed Internet
Search the Web

وصاياي تعدادي از شهداى جهاد گر استان اصفهان در هشت سال دفاع مقدس (3)

99- شهيد محسن طاهريان اصفهانى

در ضمن تا جان در بدن داريد ازاسلام عزيز حمايت كنيد، اسلام آنقدر ارزش دارد كه امام حسين )ع( فداى آن شد و ما براى ادامه راه شهيدان جبهه‏اسلام و پاسدارى از دستاوردهاى رشادت آن رامردان كه جمهورى اسلامى است كوتاهى نمى‏كنيم.

 

100- شهيد محمد جواد عابدى

روى سخنم به شماها كسانى كه غرق در ماديات شده‏ايد ، بله اين ماديات همه فنا شدنى است و زودگذر، بياييداز اين دنياى فانى دست برداريد و كمى رو كنيد به معنويات. به خدا اينها است كه به درد مى‏خورد و فنا ناپذير است به‏خاطر اينكه انسان در هنگام مرگ تنها از اين دنيا قطعه‏اى پارچه با خود مى‏برد كه آن هم از خود نيست، در مدتى اسيرخاك شده و از بين مى‏رود.

      چشم باز كنيد، اطراف را نگاه كنيد و ببينيد كه چگونه معنويات مشكل را حل مى‏كند و زندگى را شيرين‏مى‏سازد. اين مفهوم اشتباه نشود كه ماديات نيز اگر نباشد بسيار مشكل ايجاد مى‏كند ولى خوب اعتدال بسيار خوب‏است، هر چيز به اندازه وسع، اگر بيش از آن شد افراط است و انسان را به سوى پرتگاه راهنمايى مى‏كند.

   به اميد اينكه معنويات را مد نظر داشته باشيم، زيرا هر چه هست در اين عالم معنويات است.   10 صبح - 1367/1/26

 

101- شهيد على عابدينى

پدر و مادر عزيز و گراميم، اكنون كه اين وصيت نامه را مى‏نويسم پيش از چند ساعت به شروع عمليات باقى‏نمانده است و خواستم  تا چند كلمه‏اى با شما صحبت كنم.

      پدرجان از اينكه نتوانستم جبران زحمات شما را بكنم و در پيرى عصاى شما باشم مرا خيلى خيلى ببخش، چون‏امام فرمودند كه رفتن به جبهه يك امر واجب است و از سوى ديگر اسلام و مملكت اسلامى ما از سوى ابر قدرت‏هامورد هجوم قرار گرفته است و آنها قصد دارند كه اسلام ما را و امام ما اين بت شكن قرن را از سر راه خود بردارند، لذامن جبهه را بر همه ترجيح دادم و به جبهه رفتم

 

102- شهيد اكبر عاطفى

در ايّام جهاد، روزهايى كه در مسير حق گام زدن شهادت را دنبال دارد، پيامم را كه وصيت نامه يا سفارشى است‏از بنده‏اى كه مى‏داند در چه راهى قدم گذارده تا رستگارى را به دست آوردم، مى‏نويسم، شايد ره گشاى كسانى باشدكه ادامه دهنده اين راهند. سفارش من ارج نهادن به مكتب من است، مكتبى كه مرا به جبهه كشانده، در جبهه ظلمت به‏نور، به كربلاى ايران دشت مقاوم در جنگ با كفر جهانى.

      بارى اگر توفيق شهادت نصيب من شد، سفارش من چيزى نيست، جز پيروى از حق و مكتب وحى تا حركت ردراه انبيا و اعتقاد به معاد و رحمت دوباره ذات پاك احديت و سفارش من ايمان بعدى است و ايمان به امامت و باوردانستن نيابت امامت و اصل ولايت فقيه، اصلى كه ضامن خون شهيدان است. اصلى كه زنده كننده راه و ياد مكتب‏تشييع و حكومت عدل الهى است، اصلى كه بر طبق آيا شريفه "يا ايها الذين آمنوا اطيعوالله و اطيعوالرسول ولى الامرمنكم" اطاعت از آن يك واجب شرعى است، اصلى كه در وجود رهبر بزرگ انقلاب اسلامى ايران حضرت امام‏خمينى روحى فداه تجلى شده، مردى كه حركت در راه صراط مستقيم را به من آموخت، ديگر اينكه در حركت‏سياسى اسلامى خود تنها پيرو روحانيت اصيل و انقلابى باشيد و بدانيد روحانيتى كه شهيدانى همچون مطهرى ها وبهشتى ها و باهنر ها دارد، هرگز از خط اسلامى منحرف نخواهد شد و هرگز تن به ذلت سازش با شرق و غرب نخواهدداد. اگر بهشتى ها در امتداد خط سرخ و خونين حسين)ع( جان فدا مى‏كنند، جان من ديگر ارزشى ندارد.

 

103- شهيد عروج ‏زاده

      آنچه در اين دنيا من درك كردم اين است كه اين دنيا فانى است و از دست رفتنى و هيچ چيزش براى انسان‏نمى‏ماند، پس وقتى قضيه اينطور است و انسان رفتنى است چه بهتر فكر آخرت باشد و دل به دنيا نبندد و تمام‏بدبختى‏ها و خطاها روى وابستگى به دنيا و حُبّ دنيا است، خدا را شكر مى‏كنم كه توفيق داد از بند دنيا آزاد شويم وراهى جبهه حق عليه باطل شويم و با يارى خدا دشمنان قرآن و اسلام را از بين ببرم و مسئله ديگرى كه من در جبهه‏درك كردم اين بود كه اگر واقعاً مخلص باشيم و قدممان خدا باشد هيچ صورت شكست نمى‏خوريم چون در هر حال‏ما پيروزيم. اگر شهيد شويم به لقاء و ديدار خدا مى‏شتابيم كه اين آرزوى هر رزمنده است اگر پيروز شويم اسلام راگسترش مى‏دهيم.

      به فرمان امام كه جبهه براى ما واجب است به نداى رهبر عزيزم لبيك گفتم و به سوى جبهه روان شدم  و اين راه‏را آزادانه انتخاب كرده ‏ام

 

104 شهيد  غلامعلی قنبری

      برادران و خواهران شما هر روز مشاهده مى‏كنيد يك عده از جوانهاى معصوم اين مملكت را تشييع مى‏كنيد وبه خاك مى‏سپاريد، هر روز به مسئوليت من و شما اضافه مى‏شود، مبادا يك وقت كوچكترين سستى از خود نشان‏دهيد، مبادا پشت جبهه را خالى و از امام عزيزمان اين رهبر مستضعفان جهان دست بكشيد كه چشم ميليونها مردم‏مستضعف به اين انقلاب دوخته شده است و مى‏دانيد كه اين انقلاب به اين مفتى به دست نيامده و اين انقلاب ثمره‏خون هزاران شهيد و معلول است و من بر اساس مسئوليتى كه در برابر اين انقلاب داشتم به جبهه‏هاى حق عليه باطل‏شتافتم و اين مسير خدايى را يك فريضه دانستم كه اگر دشمن اسلام را بكشم پيروزم و اگر شهيد بشوم باز هم پيروز.

مى‏دانيد كه اين جنايتكاران....(193)اين انقلاب را از ما بگيرند ولى با اين خون دادنها و با اين فداكاريها و از جان‏گذشتگى‏هاى جوانهاى شما مردم، فتنه‏هاى آنها نقش بر آب شده و ليكن شما برادران و خواهران تا در خط امام وولايت فقيه و از اسلام پيروى مى‏كنيد، شكست نخواهيم خورد، امّا شما مى‏دانيد اگر خداى نكرده يك وقت شكست‏بخوريد چه به سر شما خواهند آورد و خدا را فراموش نكنيد و هر كارى كه مى‏كنيد براى رضاى خدا انجام دهيد

 

105- شهيد حاج على فارسى

آرزو داشتم كه در دانشگاه جبهه شركت كنم. با تلاش فراوان توفيق نصيبم شد به سرزمين مقدس جنوب پاى‏بگذارم تا درس زندگى بگيرم و بياموزم چگونه مردن را. و خداوند اين توفيق را نصيبم كرد كه در هر زمان در ترم‏هاى‏مختلف در امتحانات اين دانشگاه شركت كردم ولى مردود شدم در حالى كه دوستانم، ياران و برادرم حسين بانمره‏هاى عالى قبول شدند و ما را تنها گذاردند.

      آرى سرزمين دانشگاه جبهه‏هاى ايران قدم به قدمش بوى بهشت مى‏دهد و چه نيكو همه فرمان حسين زمان‏خمينى عزيز اين نعمت الهى را لبيك گفته و حضور پيدا كرده‏اند. در اين دانشگاه به جز خداشناسى و ايثار چيز ديگرى‏را نمى‏توان يافت و چه زيباست اين فراز از تاريخ اسلام و بايستى قدر بدانيم و آنچه مى‏توانيم خالصانه به خاطر اللَّه مايه‏بگذاريم و بدانيم كه خداوند پذيراست و در تداوم اين حركت بزرگ و سرنوشت ساز براى جهان اسلام فقط و فقطراه نجات خط امام و به طور كلى اعتقاد به ولايت فقيه مى‏باشد، و اگر شناخت كاملى داشته باشيم، هرگز حاضر نيستيم‏از مسير آن منحرف شويم و تمام سرمايه‏هاى ظاهرى چون مال و جان و فرزند را حاضريم در اين راه فدا كنيم و در اين‏رهگذر روحانيت حق بزرگى به گردن ما دارند و مهم‏ترين نقش را در استقرار و جا گرفتن ولايت فقيه در قانون اساسى‏داشته‏اند.

      چون دشمن به ارزش ولايت فقيه پى برده، لذا سعى مى‏كند به هر وسيله ممكن آن را از بين ببرد. سعى مى‏كندكه اسلام حقيقى را كه امام بزرگوار ما معرفى كرده از بين ببرد، ولى چون مستقيماً نمى‏تواند، سعى مى‏كند كه روحانيت‏را كه عامل ترويج مستقيم آن است، بكوبد ولى غافل است

 

106- شهيد اكبر فتاح المنان

اى كسانى كه در اين انقلاب هيچ كارى نكرده‏ايد به جز ضرر و زيان، شرم كنيد و بس كنيد، خيانت را، اگرآخرت و عقوبت معاد را قبول نداريد بر حرمت خون حسين سالار شهيدان شرم كنيد و به گفته او "در دنيا آزاد مردباشيد

 

107- شهيد حميد فتى

من كوچكتر از آن هستم كه به اين ملت پيام برسانم، امّا پيامى دارم كه آن به اين ملت عزيز و شريف و شهيدپرور ايران است و آن اين است كه تا آخرين نفس از اسلام و انقلاب و رهبر عاليقدر امام خمينى دفاع كنيد تا پيروزى‏نهايى و هر چه بيشتر، منسجمتر شوند و پيامهاى مباركه امام را به اجرا بگذارند و مانند مردم كوفه نشوند كه دست ازمسلم كشيدند و مسلم را به شهادت رساندند و اين گروهكهاى ضد انقلاب را نگذارند به كارهاى خود ادامه بدهند واين گروهكها بدانند كه كار آنها بى‏فايده است و اسلام و روحانيت را نمى‏توانند شكست بدهند و به دامان اسلام‏پناهنده بشوند

 

108- شهيد فقيهی

از پدر و مادرم مى‏خواهم كه از من راضى باشند و بدانند آنچه واقع شده عيناً خواست خداست و من با توجه‏كامل به اين راه رفته‏ام و بر اساس نيتى كه كرده بودم حتماً بايستى به جبهه مى‏رفتم و دعا كنيد كه خدا نيت مرا قبول كند وخودشان هم راضى و خوشحال باشند كه در راه خدا كارى انجام شده باشد، شايد صبر آنها از هر جهادى در راه خدابزرگتر باشد

 

109- - شهيد مصطفى فندرسكى پور

با ياد و نام خدا، وصيت نامه خود را شروع مى‏كنم و بعد از خدا و پيامبر و ائمه اطهار (س) . با درود فراوان به‏رهبر كبير انقلاب امام خمينى و سلام بر رزمندگان سلحشور و درود و سلام بر شهداى صدر اسلام تاكنون و روحانيت ‏معظم.

      خانواده عزيزم، محترماً به عرض مى ‏رسانم اينجانب مصطفى فندرسكى‏پور از تاريخ 64/11/1 از منزل خارج وبراى زيارت رزمندگان و يارى دين اسلام جهت همكارى با اين برادران به جبهه ‏هاى حق عليه باطل عازم هستم. لذا تامدت نامعلومى پيش شما نيستم و اگر خدا شهادت را نصيب اين بنده حقير كرد از شما حلاليت مى‏طلبم و تقاضا دارم‏ كه شما هم وظيفه خود را خدا پسندانه انجام دهيد كه {اين توفيق}از نظر الهى شامل حال رزمندگان مى‏باشد و انشاالله ‏شامل حال شما هم باشد.

 

110- - شهيد فيروزبخت

خدايا جز تو نداريم هيچ كس، آخرين ساعات زندگى من است، ديگر طاقت ديدن پر پر شدن گل هاى‏نوشكفته باغ اباعبداللَّه )ع( را ندارم. خدايا فتح و نصر شيرين نصيب دلاوران رزمنده بگردان.

      پدر و مادر، اميدوارم كه مرا بخشيد و دعا در حق من بكنيد كه آمرزيده شوم، انشاالله و جزء شهداى خاص‏خودش قرارم دهد.

      با بودنم كه خدمتى نكردم و قدم مؤثرى برنداشتم، انشاالله الرحمان با ريخته شدن خونم دوستان و آشنايانى رامنقلب به اسلام و انقلاب و خط ولايت بگرداند. اين رزمندگان فرشتگان خدا بر روى زمينند، چه اخلاصى و صفايى‏دارند. انسان حَظ مى‏برد از مصاحبت با آنها و معاشرتشان.

      امام عزيز را كه ارتباط با امام زمان (عج) دارد، مرد الهى است،

 

 111- شهيد سيد اصغر قاضى عسگر

مطالبى چند به عنوان يادبود و تذكر باطلاع خواهران و برادران مسلمانم مى ‏رسانم:

1-   نمى‏دانم چطور از خداى محبوبم در برابر اين همه نعمتها كه بينهايت است و به ما عطا فرموده سپاسگزارى كنم. اى‏همنوعان عزيز هرگز در اجتماع بر سر كارهاى دنيايى اميدى به مردم حتى آنهايى كه فكر مى‏كنيد مى‏توانند برايتان‏كارى انجام دهند نداشته باشيد، مگر اينكه به آنها به عنوان يك وسيله نگاه كنيد. خدا مى‏فرمايد هر كس اميدش به بنده‏بود اميدش را قطع خواهم كرد. اين وصيت نامه را مى‏نويسم در حاليكه به قلبم افتاده كه شهادت به تو نزديك شده و هركارى دارى بكن.

2- اى عزيزان، سعى كنيد گناه نكنيد تا بنده محبوب خدا شويد تا حتى به مقام شهيد برسيد و اين را هم بگويم هر كارنيكى را توفيقش را از خدا بخواهيد و اگر روزگار بر شما تنگ شد مبادا از خدا دست برداريد كه خدا هر لحظه شما راامتحان مى‏كند.

3- اى بازماندگان عزيز، خداى قادر هر چه شما را بيشتر دوست داشته باشد شما را در ناراحتى‏هاى زندگى و تنگناهابيشتر قرار مى‏دهد و بر عكس هر كس در اين دنيا خوش باشد از خدا دورتر است و اين دنيا براى مؤمن جهنم و آخرت‏براى او بهشت است. سعى كنيد به خدا آنقدر نزديك شويد كه هر چه خواستيد بعد از مدتى صبر به شما بدهد و قبل ازآنهم به قلبتان خطور مى‏دهد. كمتر گناه كنيد تا آسان رحلت كنيد و در آخرت در آسايش باشيد.

4- اى برادران و اى خواهران كمى به فكر زيردستان خود باشيد و فقط بالا دستى ‏ها را نبينيد كه اين نفس است كه ‏مى ‏خواهد شما را از رحمت خدا دور كند. نتيجه اينكه وقتى شما به فكر زيردستان بوديد خدا هم بفكر شما خواهد بود و چه بهتر اگر بتوانيد براى آنها كارى انجام دهيد خدا هم بيشتر به شما كمك مى‏كنيد. همانطور كه خداوند در قرآن ‏فرموده اگر به مستمندان كمك كنيد. مانند يك دانه گندم به خوشه ‏ها تبديل مى‏شود كه خودم آنرا اغلب با چشم خود مى‏ديدم. يك نمونه اينكه شخص گفت فردا عيد بزرگى است و عيد مبعث است و هر كس به كسى كمك كند، خداى‏متعال به او چند برابر عوض مى‏دهد و من پنجاه تومان به مستمندى دادم، فردايش بدون اينكه يادم باشد به (اداره) جهاد رفتم،حسابدارمان گفت: اين ورقه را امضا كن، پرسيدم مال چيست؟ گفت پانصد تومان  به حقوقت اضافه شده. من هم ازخدا مى‏خواهم اگر پيش او رفتم از او خواهش كنم كه شما هم مثل من و حتى بهتر از من شويد.

...   شهيد چون خيلى مقام دارد بايد اسامى خيابانها و يا حداقل كوچه ‏اى بنام او باشد. اگر به افتخار شهادت  نايل ‏شدم كوچه خودمانرا بنام من كنيد و علتش اين است كه اثر اسلامى بر ديگران مى‏گذارد، افراد به خدا نزديك‏ترمى‏شوند و كمتر گناه مى‏كنند و يادها و خاطرات شهدا را فراموش نمى‏كنند...

 

 112- شهيد قيصريان

اى جوانان مبادا در غفلت بميريد كه حضرت على (ع) در محراب عبادت شهيد شد و مبادا در حال بى ‏تفاوتى ‏بميريد كه على اكبر (ع) در راه امام حسين (ع) و با هدف شهيد شد.

      برادران استغفار و دعا را از ياد نبريد كه بهترين درمانها براى تسكين دردهاست و هميشه به ياد خدا باشيد و درراه او قدم برداريد و هرگز دشمنان بين شما تفرقه نيندازند و شما را از روحانيت متعهد جدا نكنند

 

113-  شهيد عباسعلى كاويانى

اينك وظيفه خود دانستم كه چند جمله‏اى به عنوان وصيت و تذكر به برادران و خواهرانم عرض كنم، از شمامى‏خواهم كه اين چند جمله را از من حقير قبول كنيد.

      ما الآن در وقتى زندگى مى‏كنيم كه اسلام عزيز در خطر است و در موقعى بسر مى‏بريم كه خونهاى بسيارى ازجوانان اين مملكت را ريختند، پس بنابر اين مسئوليت تك تك ما سنگين  است و هر روز  كه بگذرد سنگين‏ترمى‏شود، پس از خدا مى‏خواهيم به ما توفيق بدهد تا بتوانيم در دل اين مسئوليت، وظيفه خود را به خوبى انجام بدهيم ودر روز قيامت در پيش ائمه (ع) و كليه شهدا سر بلند باشيم، الهى يا رب العالمين.

      اكنون بايستى بيدار و هوشيار باشيم و يك لحظه غفلت نكنيم، اگر غفلت كرديم و گوش به فرمان امام عزيزمان ‏نداديم، جمهورى اسلامى از دستمان مى‏رود و ما زير دست استعمار شرق و غرب، بلكه بدتر از سابق مى‏رويم وآنوقت روزى مى‏رسد كه ديگر نمى‏توانيم آزاد و مستقل زندگى كنيم، از خداوند بزرگ مى‏خواهيم كه آن روز را نياورد، بنابر اين جبهه ‏ها را خالى نگذاريد و اگر در پشت جبهه هستيم به ضد انقلاب راه ندهيم و با وحدت با هم توي دهن  آنها بزنيم

 

114- شهيد منصور كرمانى

اى معبودا، تو خود شاهد بودى كه ما جز رضاى تو و اطاعت از رسول تو چيز ديگرى عمل نكرديم و راهى راكه حسين(ع) و اصحابش رفتند با چشم و دلى باز پذيرفته ‏ام و در آن قدم گذاشتم كه با كفر و شرك مبارزه كرده و دين‏ خدا را يارى كرده باشم.

      اى خداى بزرگ ما هدفى جز يارى اسلام و مسلمين و انجام مسووليت سنگين كه شهدا بر دوش ما گذاشتتند، نداشته ‏ايم و رضايم به رضاى خدايى است كه چگونه زيستن و چگونه مردن را به من آموخت. خدايى كه اين چنين عاشقانش به سوى او مى‏روند و سوى او پر مى‏كشند، خدايى كه من فقط براى رضاى او به جبهه رفتم تا در راه اوبجنگم، خدايى كه من عاشقانه به سوى او رفتم.

      آرزويى داشتم كه با روى خونين و بدنى پاره پاره به ملاقات رسول خدا(ص) و حسين ابن على (ع) بروم و نزد شهيدان رو سفيد باشم.

      و شما اى ملت غيور و قهرمان، خداوند شما را برگزيد و بر شما منت گذاشت تا دين او را روى زمين حاكم كنيد و مستضعفان را بر مستكبران پيروز گردانيد. شكر اين نعمت را كنيد و بدانيد كه در اين قيام كه رضاى خدا در آن است ازهيچ قدرتى نترسيد، استوار و مصمم همانگونه كه تاكنون بوده‏ايد و در زير لواى ولايت فقيه به فرمان امام امت و دركنار روحانيت به مبارزه ادامه دهيد كه خدا پشتيبان شماست

... مادرجان، من به آرزويى كه داشتم، رسيدم و اسلحه ‏ام عروس بود و حجله ‏ام سنگر و گلوله ‏هاى سربى ‏شيرينى‏هايى بود كه بر سرم مى‏ريخت...    منصور كرمانى 1362/8/8

 

115- شهيد لطف الله كريمى

پروردگارا بر من روزى كن گريز از سراى فريب)دنيا( و به من بده علاقه

   به سراى جاويدان و به من بده استعداد مرگ را قبل از  اينكه بميرم."

   اَللهُمَ اجْعَلْنا مِنْ جُنْدَكَ فَاِنَ جُُنْدَكَ هُمُ الْغالِبُونْ

   خداوندا قرار بده ما را از لشكريان خودت پس بدرستيكه لشكريان  تو همواره 

   و در همه حالات غالب بودند.

      بار خدايا خودت آگاهى كه من  راه تو را در پيش گرفتم و هدف من جز راه تو نيست، بار خدايا ما را لحظه‏اى‏بخود وامگذار و ما را از اهل قرآن قرار بده.

      "قُلْ اِنَّ صَلاتى وَ نُسُكى وَ مَماتى لِلَّهِ الرَّبِ الْعالَمينْ" خدايا زنده بودنم، زيستن من و عبادتم و جهادم وخوردنم، خوابيدن همه از توست و بسوى تو بازگشت خواهم كرد.

      وظيفه شرعى هر فرد مسلمان است كه هميشه آماده فرمان خداوند الهى باشد و هر لحظه آماده ممات.

      اين وصيت نامه را من در روز 1360/11/29 به يادگار مى‏گذارم در اين تاريخ كه آماده و عازم جبهه مى‏باشم،رفتنم با خدا و برگشتنم با خدا