Free Web Site - Free Web Space and Site Hosting - Web Hosting - Internet Store and Ecommerce Solution Provider - High Speed Internet
Search the Web

وصاياي تعدادي از شهداى جهاد گر استان اصفهان در هشت سال دفاع مقدس (4 )

113- شهيد غلامحسين كريميان

امت اسلامى من به عنوان يك فرد عضو اين جامعه اسلامى به شما تأكيد مى‏كنم كه در چنين مقطع حساسى كه‏اسلام و جمهورى اسلامى با اهداء هزاران هزار شهيد به اين عظمت رسيده است در حفظ آن كوشا باشيد و اتحاد وهمبستگى خود را بطور مداوم و هميشگى حفظ نماييد و در اين راه و اين هدف مقدس مسئوليت خود را آنطور كه‏رضايت خداوند است انجام دهيد.

      پيرو خط ولايت فقيه و امام عزيزمان باشيد كه خداوند حجت را بر ما تمام كرده و اگر در اين امر خطير كوتاهى‏كنيم فرداى قيامت در مقابل پروردگار و شهداى اسلام مسئول خواهيم بود و ادامه دادن راه شهيدان پاسدارى از خون‏مقدس آنهاست و پاسدارى از اسلام و خون شهدا يعنى اينكه ما هم با ايثار جان و مال و هستى خود در راه اين هدف‏مهم تلاش نموده و نگذاريم كه خداى نكرده دشمنان اسلام بر ما مسلط شوند.

      سنگر وحدت آفرين و سياسى عبادى نماز جمعه را و جلسات دعاى كميل و... را حفظ كنيد و با شركت خود دراين جلسات مخصوصاً سنگر مهم نماز جمعه مشت محكمى بر دهان ياوه سرايان بكوبيد.

      اگر خداوند به اين بنده حقيرش توفيق والا و با عظمت شهادت را عطا نمود از پدر و مادرم و خواهرم و برادرانم‏مى‏خواهم كه در شهادت من خوشحال باشند و لباس مشكى نپوشند و بر شهادت من افتخار نمايند و با صبر و شكيبايى‏خود دشمنان اسلام را از پاى درآورند.

 

114-  شهيد عزت الله لچينانى

      اكنون كه در زمانى زندگى مى ‏كنيم كه همانند زمان امام حسين است و روزهايش همانند روز عاشورا است وكربلايش مانند كربلاى حسين)ع(، بر ماست كه به نداى هل من ناصر حسين زمان )امام امت( لبيك بگوييم و امام‏عزيزمان را يارى رسانيم.

      اكنون كه خداوند منان توفيق حضور در جبهه و جهاد در راه اسلام را به ما داده است خدا را شكر مى‏كنم و شكرگزارم كه در زمانى زنده‏ايم كه بتوانيم تا آخرين قطره خونمان در راه اسلام و قرآن دفاع كنيم و اگر خداوند قبول كندخونى كه در رگهاى ما جريان دارد را در راه اسلام و پايدارى آن بريزيم.

      توصيه من به امت قهرمان اين است كه همانطورى كه تا به حال پيرو امام بوده‏ايد و او را يارى نموده‏ايد تا آخرنيز با او باشيد. دست از امام و رهبر عزيزمان برنداريد. خط امام همان خط رسول الله)ص( است. يك لحظه از آن‏غافل نشويد و از كمبودهاى دنيوى شكايت نكنيد كه هر جنگى كمبودى دارد، همانطورى كه در زمان رسول الله )ص(نيز ياران آن حضرت در شعب ابى طالب با كمبودها مواجه شدند و آنقدر مقاومت كردند كه حتى براى خوراكى خودهر سه نفر از آنها يك دانه خرما استفاده مى‏كردند چون به خاطر اسلام بود. مهمتر از همه از نماز و واجبات الهى دست‏برنداريد كه نماز ستون دين است و

 

115- شهيد محمود محمدى فرد

اَللَّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرودْ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ‏وَ اَصْحابِ الْحُسَيْنِ اَلَّذينَ بَذَلوُا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْه السَّلام"

   "خداوندا شفاعت حسين (ع) را در آن روزى كه بر تو وارد مى‏شوم روزى ام فرما و مرا نزد خود با حسين)ع( و ياران‏حسين)ع( آنانكه جهانهايشان را فداى حسين كردند به صداقت ثابت قدم بدار."

      بدرستيكه جهاد درى است از درهاى بهشت كه تنها بروى بندگان خاص و شايسته باز مى‏شود، پس كسى كه به‏جهاد مى‏رود بداند كه چه سعادت بزرگى نصيب او شده است كه خداوند در مورد آن مى‏فرمايد براستى كه همه انسانهانمى‏توانند در جهاد شركت كنند و اين چه سنت بزرگى است كه خداوند در بعضى قرار مى‏دهد.

      با درود و سلام بر منجى عالم بشريّت  آقا امام زمان و نايب بر حقش امام خمينى و رزمندگان اسلام.

      سپاس خداى را كه ابتداى كار ما را سعادت و پايان عمر ما را شهادت در راه خودش قرار داد. السلام عليك يا اباعبدالله الحسين سلام بر تو يا حسين)ع( اى سرور آزادگان، سلام ما بر تو كه همگى ما رزمندگان درس شهادت،شجاعت، ايثار و مردانگى را از تو آموختيم، حسين جان اگر ما در كربلا نبوديم تا به يارى تو بشتابيم، امّا حالا عاشقانت‏در جبهه‏هاى حق عليه باطل در غرب و جنوب ايران براى دفاع از اسلام و به عشق رسيدن به حرم پاكت با دشمنان‏اسلام پيكار مى‏كنند.

      خدايا نمى‏دانم از كثرت گناه چه كار كنم اگر تو گناهان مرا نبخشى به كجا بروم، به كه روى بياورم، خدايا ما كه‏تحمل درد اعضايى از بدنمان را نداريم چگونه مى‏توانم عذاب تو را تحمل كنم، حال كه شك نيست همه ما بايد اين‏راه را برويم و بسوى سرنوشت خويش بشتابيم، چه بهتر كه اين جان ناقابل كه جز آن چيزى نداريم فدا كنيم.

برخيز كه  آهنگ  سفر  بايد كرد                            چون موج  ز بحر خون گذر بايد كرد

در مسلخ دوست نقد جان  بايد ريخت                         در مسلخ عشق  ترك سر  بايد كرد

در حجله عشق بى‏كفن  بايد رفت                            دلسوخته پاره پاره  تن بايد  رفت

از جان بگذر كه در سرا پرده دوست                        فارغ ز سر و دست و بدن بايد رفت

      سخنى دارم با شما مردم و جوانان عزيز هر چند كه كوچكتر از آن هستم كه بتوانم براى شما سخنى بگويم، امّا به‏عنوان يادآورى مى‏گويم، اى جوانان  مبادا در رختخواب ذلّت بميريد، اى مردم مبادا  حُب مال  و زرق و برق اين دنياشما را بازى دهد و شما را اسير خود كند كه اين مال و ثروت از بين مى‏روند و آنچه  كه براى انسان مى‏ماند اعمال نيك‏و شايسته است، پس سعى كنيد هر قدمى برمى‏داريد براى رضاى خدا باشد  تا به سعادت برسيد و هرگز صحنه پيكار رابراى دشمنان خالى نكنيد كه دشمن هميشه منتظر چنين فرصت‏هايى مى‏باشد.

  سخنان امام را چراغ راه  خود قرار  دهيد و اين انقلاب را به صاحب  اصليش آقا امام زمان (عج) بسپاريد.

 

116- شهيد مهدى مغيث

و امّا، اى پدر و مادر گرامى: از زحمات شما نيز تشكر مى‏كنم، تنها سخنم با شماست كه شاد باشيد، زيرا امانتى‏كه دست شما بود، انشاالله خوب به صاحبش برگردانديد و بدانيد كه همه ما امانت هايى هستيم كه در محضرش‏مى‏باشيم و همسرم، اين ستمديده از دوست و دشمن مژده بر تو باد كه لياقت خواهر شهيد و همسر شهيد را پيدا كردى،همسرم همچون گذشته مقاوم و استوار با توكل بر خدا باش، بدان كه خداوند يار و ياور مؤمنين است، همسرم اگر چه‏در اين زندان بزرگ روز خوشى با هم نداشتيم، امّا وعده خدا حق است و مطمئن باش كه اگر همچون گذشته عمل كنى‏در آخرت جايگاه خوشى خواهى داشت

 

117- شهيد عبدالحسين مقضى

      بنام خدا و با درود بر رهبر كبير انقلاب اسلامى و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران و با درود و سلام بر شهيدان‏و با سلام بر پيامبر )ص( كه فرستاده خداست براى راهنمايى مردم و جانشين او حضرت على )ع( و يازده فرزندگراميش كه آخرين آنها حضرت امام زمان )عج( است.

 

118- شهيد مهندس موحديان

يكى از دوستان به من گفتند كه چرا ايشان وصيت نامه ننوشته اند، گفتم: نميدانم. خود آن شخص شب كه به ‏منزلشان رفت، در خواب ديده بود كه شهيد موحديان به ايشان گفته بودند:  شما اگر وصيت نامه مرا مى‏خواهيد، آن ‏وصيت نامه پشت عينك من است! روز بعد همان خانم از من پرسيد آيا عينك آقاى موحديان پيش شماست؟پرسيدم، چطور؟ گفت: شهيد در خواب به من اينطور گفته ‏اند!! رفتم و عينك ايشان را پيدا كردم و ديدم، وقتى ايشان‏ شهيد شده بودند، مقدارى از خونشان به عينك پاشيده بود، بلافاصله گفتم: اللَّه اكبر! ايشان در خواب گفته ‏اند كه: چه ‏وصيتى بالاتر از خون من! كه شما بخواهيد به آن عمل كنيد.

   همسر محترمه شهيد مهندس موحديان

 

119- شهيد احمد مهرابى

به خداى عز و جل سوگند، كه من با آزادى و آشنايى كامل و انتخاب كامل و يقين كامل اين راه را آمدم و در اين‏راه قدم نهاده و آرزويم پيروز شدن رزمندگان و باز شدن راه كربلا و زيارت قبر شش گوشه آقا امام حسين)ع( بوده ومى‏باشد و اگر در اين راه شهادت نصيب من گشت و لياقت آنرا پيدا كردم از شما پدر و مادر و همسر عزيزم مى‏خواهم‏كه بچه‏هاى مرا در راه انقلاب و رهبر پرورش بدهيد و آنها را بخوبى نوازش كنيد تا اينكه حسينى بشوند

 

120- شهيد مصطفى مهركش

خدايا غريبم، تنهايم با كوله بارى سنگين از گناه به طرف تو مى‏آيم. رحم كن به غربت و تنهائيم، فرو نشان‏خوفم را، برهان از تنهايى مرا، اى آقاى من، سرافكنده و ذليل و محصور و حقيرم، نه داراى عذرى هستم كه خود راتبرئه كنم و نه داراى نيرويى كه با آن نصرت جويم و نه مى‏توانم بگويم كه گناهى مرتكب نشده‏ام و كار بدى انجام‏نداده‏ام، اگر به فرض انكار كنم به حالم سودى ندارد، چگونه مى‏شود انكار كرد در حالى كه اعضاء و جوارحم شاهدكردارهاى من است.

      خدايا تو خود مى‏دانى وحشت و ترسى از مردن ندارم ولى نگرانم كه با چه رويى به طرف معبود مى‏روم واى برمن، واى بر من...خدايا از خجالت و شرمندگى قيامت مى‏ترسم، خدايا آن قدر در اعمال و كردار زشت و ناپسند خودغوطه ورم كه صحبت كردن را فراموش كرده‏ام، نمى‏دانم چه طور با معبودى رحيم حرف بزنم. اى خدايى كه‏مهرورزى كار تو و بخشندگى شعار تو است، اى صاحب جلالت و كرامت، اى بخشنده‏ترين رحم كنندگان! آن را كه‏خود سزاوارش هستى با من به جا آور، نه آن را كه من سزاوارش شده‏ام.

      خدايا روحم آلوده است و عقلم در اثر هواپرستى مغلوب است و هواى نفس بر من غالب است، طاعتم بسياراندك، در عوض نافرمانيم زياد، ولى زبانم به گناهان خويش اقرار مى‏كند

 

121- شهيد علی نادعلی

به نام خداى صالحان و مصلحان، به نام پروردگارى كه ما را هدايت كرد به راه گذشت از جانها و مالها و... اگرچه خود بيش از همه در گل و لاى زندگى و گناه فرو رفتم، امّا از او مى‏خواهم كه مرا نيز بيامرزد كه جز او پناهى ندارم واگر بتوانم و توفيقى يابم بيش از اشك  بى‏مقدار چشمان پر گناه و خون پست و كثيف چيز ديگرى ندارم كه در پيشگاه‏او بريزم، راستى آدم مات و مبهوت مى‏شود از لطف خدا كه اشك  من ناچيز و خون بى‏خاصيتم را مى‏پذيرد كه درپيشگاهش بريزد.

 

122- شهيد محسن نبوى

دوستان و برادرانم بدانيد تنها مملكتى كه دست رد به سينه ابر جنايتكاران زده مملكت ماست،بدانيد كه دشمن در پس توطئه‏اى پس از توطئه‏اى ديگر است و از پاى نمى‏نشيند. برادرانم انقلابها مزه تلخ، دودستگى‏و تفرقه كه شعله‏ور كردنش توسط دشمن است و شكست بعدش را و تسلط جنايتكاران بر آنها را چشيده‏اند، سعى كنيدبراى اين مملكت تكرار نشود. برادرانم، مسلمانان، با هم به دوستى برخيزيد و عيوب يكديگر را به هم بگوييد و ازنقاط ضعف جلوگيرى كنيد و گذشت داشته باشيد

 

123- شهيد مهدی نجفى

اينجانب مهدى نجفى فرزند على متولد و بچه كاشان، مشغول در ستاد پشتيبانى مناطق جنگى جنوب جهادسازندگى وصيت مى‏كنم كه در هر جبهه‏ اى شهادت نصيبم شد، در همان منطقه به شكلى كه مقدور باشد، بخاكم‏ بسپاريد.البته در اين بابت رضايت پدر و مادرم شرط مى‏باشد.

      پدر بزرگوارم و مادر بسيار عزيزم! ناراحت نباشيد و فقط دعا كنيد خداوند گناهان كبيره و كثيره مرا بيامرزد.

      مى‏خواهم با محمد و على و فاطمه و حسن و حسين و فرزندانش صلى الله عليه و آله و سلم محشور شوم و به ‏ديدارشان برسم.

 

124- شهيد محمد على نصر

با درود و سلام بر شهيدان صدر تاريخ اسلام و بر امت قهرمان و شهيد پرور ايران و سلام بر شما اى پدران ومادران عزيز، اى كسانى كه توانستيد در اين وحله تاريخ فرزندانى پرورش دهيد و تربيت كنيد كه به طورى ساخته شوندكه به محض شنيدن صداى "هل من ناصر حسينى" با تمام وجود فرياد بزنند "لبيك يا خمينى" و سلاح برگيرند و با فريادالله اكبر بر دشمن زبون اسلام و امت، حمله برند، جهاد كنند در راه خدا و به شهادت كه همان آرزوى ديرينه آنها است‏برسند.

      شهادت چه زيباست و مرگ در بستر چه زشت. زيرا كه شهيد اولين قطره خونش كه به زمين ريخته شد تمامى‏گناهانش از دفتر اعمالش برداشته مى‏شود و بهشت همان وعدگاه خداوندى او را به خود جذب مى‏نمايد، پس‏خداوندا: آرزوى شهادت را نصيب من گردان، ولى نه شهادت براى بهشت، زيرا كه امير مؤمنان على عليه‏السلام‏مى‏فرمايد: سه گروهند از افراد كه خدا را عبادت مى‏كند، يك گروه از ترس جهنم، يك گروه براى بهشت و گروه سوم‏به خاطر ايمان و علاقه‏اى كه به خدا دارند، عبادت مى‏كنند و من دوست دارم از گروه سوم باشم.

 

125- شهيد رضا نصوحى

بنده اهل و ساكن روستاى دهنو مباركه لنجان اصفهان، خوشحالم از اينكه از دوران كودكى با رنج و مشقت وكارهاى سخت كوره‏هاى آجر پزى دست و پنجه نرم كرده و با تحمل ناراحتى ها و دردهاى فراوان تاكنون به اين حد  رسيده ‏ام و هم اكنون نيز با كمال هوشيارى و علاقه و با بينش كافى راه خود را كه جواب مثبت دادن به نداى "هل من‏ناصرٍ ينصرنى" امام حسين است انتخاب كرده‏ام و كم و بيش تاكنون قدم‏هاى هر چند ناچيز در اين راه برداشته ‏ام و هم‏اكنون نيز همين راه را در نظر دارم و با خداى خود عهد كرده‏ام تا لحظه آخر عمر در اين راه كه راهنماى آن امام‏بزرگوار حضرت امام خمينى است باقى و ثابت قدم بمانم. در اينجا لازم است كه چند نكته را تذكر دهم. (ان الذكر تنفع‏المؤمنين)

بعد از هر نماز اولين دعايتان اين باشد: " خدايا دست پر بركت آقا امام زمان روحى و ارواح العالمين له الفدا را بر سرنايب عظيم الشانش امام خمينى مستدام بدار و در فرج آقا تعجيل نما...   برادر كوچك شما - رضا نصوحى - تاريخ 1361/2/22

 

126- شهيد محمد نظام زاده

چند سخنى با برادران: شما هر چه مى‏توانيد با برابرى و برادرى با هم زندگى كنيد چون اسلام يكى از كارهاى‏خوبش اين است كه اخلاق اسلامى داشته باشيد و امّا اگر از خون (شهيد) مجتبى درس نگرفته ‏ايد، اميدوارم خون من درسى‏باشد كه از خواب بيدار شويد، چون ديگر نمى‏توانند عذر داشته باشند كه ما هنوز نمى‏دانيم چه كنيم.

      امّا ما باز به شما مى ‏گوييم كه اى منافقين تا دير نشده به آغوش امت حزب الله بازگشته و با تمام كارهايتان براى ‏يارى كردن انقلاب اسلامى گام برداريد و پيرو اسلام باشيد. چون اگر ما مى‏ گوييم در آن زمان يعنى كربلا نبوديم،الآن كه هستيم چه مى‏كنيم؟؟؟

 ما مى گوييم هان اى امام شما فقط بگوييد كه از اسلام بايد دفاع كرد ما هم آماده ‏ايم براى‏دفاع از انقلاب اسلامى و تا پيروزى حق عليه باطل نبايد از پاى بنشينيم و در آخر حرف يك تذكر اينكه بايد هميشه درصحنه آماده باشيم كه منافقين از كفار بدترند چون هر چه ضربه به ما وارد مى‏شود از همين منافقين است كه امام‏ عزيزمان مى‏گويد، تا شما مستضعفين با هم هستيد نه دولت‏ها مى‏توانند به شما ضربه وارد كنند و نه منافقين. امّا شما براى اسلام بيشتر خدمت كنيد و امام عزيز شما هر چه مى‏گويد از دل و جان بپذيريد و خانواده ما را خوب شناخته ‏ايد چون ما دلمان خيلى مى‏خواست كه براى اين انقلاب كمك كنيم، امّا شايد از خون ما بيشتر كار آيد و بيدار شويد و درآخر سخنم امام عزيز را فراموش نكنيد. امام را دعا كنيد.